شکر گزاری Tanks Giving

اینروزها از اینکه توی خونه هستم و آشپزی می کنم یا گاهی خرید و شستشو خوشحالم یادم میاد یه روزهایی بچه بغل باید طبقات خونه رو می اومدم پایین با همسر بچه می گذاشتم خونه مادرم بعدشم منو می رسوند سرکار و خودشم می رفت سرکارش یا کلاس عصرها هردومون تا ساعت 8 شب کلاس داشتیم توی راه همدیگرو می دیدیم بعدش نوبت به آرمین  می رسید هول هول بغلش می کردم تا بیام و راهی زندگی و گذرانش برسیم  یه روزهایی هم سوپرایز می شدم شام گرم مامان همراه آرمین به دستم می رسید توی دلم دعا دعا می کردم مورد علاقه همسر باشه ...

چندماهی اینطور بود واقعا سخت بود .. صبح ها همسر 7 صبح کلاس داشت 45/6 با بچه خونه مامانم بودم بعدشم اداره و کلاسهای عصرم تا ساعت 8 شب اونم بعد از کلاس باید می رفت سرکار و کلاس عصر....

یعنی کسی هم مثل ما تلاش کرد برای پریدن؟

همانروزها بود که فهمیدن زندگی یعنی چی؟ از این شرایط سخت دویدن به لطف همسر کم داشتم اما اینبار یه حرکت خانوادگی بود که باید انجام میشد سال 89 سالی همرنگ زلزله بود تا آزمون زبان رو دادم و نمره مورد نظر رو گرفتم آروم شدیم کلاس انگلیسی رو حذف کردم و راحت فرانسه می خواندم هفته ای یکی دو روز نفس کشیدن بهتر بود دیگه می فهمیدم چقدر زمان دارم برای استراحت کردن و زندگی کردن و صدالبته بازی های کودکانه...

دو سال بعد منو همسر مصاحبه شدیم سربلند بیرون آمدیم هر دو راضی برای ادامه راه.... حالا رسیدیم به نقطه ای که باید چه کرد از این ببعد راه به چه صورت هست؟ طبق برنامه ریزی همسر مصاحبه انگلیسی شدم آنقدر پس رفت داشتم که خود مصاحبه کننده خنده اش گرفته بود و لی خداروشکر شروع کردم همینش آرامشم رو بیشتر می کنه و امروز یکبار دیگه یه نقطه ای نزدیک به همان مهرماه 89 رسیدم نقطه یادگیری همزمان فرانسه ، انگلیسی...

به خاطر همین یادم آمد آنروزها رو که فقط دویدن بود و بس... اما حالا که نگاه می کنم یه نظم خاصی رو در درون خانواده کوچک سه نفریمان می بینم که همین باعث سجده شکر  هست...

آری شکر میکنم که توانستم به گونه ای دیگر فکر کنم و کسی همراهم بود که بخواهد بپرد و راه پرش مرا هم باز کند و خانواده ای داشتم که روزهایی که باید می دویدم برای فردا و دنیای خودم در کنار کودکم باشند. شکرت خدایا

حالا هم منتظر و نگران سختترین قسمتم...  خدایا اینبار نیز تمام روح و جسمم را نذرت می کنم که سلامت و موفق مرا به مقصدم برسانی.

/ 0 نظر / 6 بازدید