یلدا مبارک

یاقوت های انار، سیب سرخ و پرتقال آبدار ، زمستان بدون برف، یادت هست پارسال همین روز دلهره بغضی برایم ساخته بود از چه کنم ها، پارسال همین موقع ها روزهای اولیه تاریخ مصاحبه ام بود بهمین زودی یکسال شد آنقدر در پی روزها بودیم که چگونه می شود و چگونه خواهد بود که چشم برهم زدنی یکساله شد خوب یادم هست اصلا دلم نمی خواست به روزهای درگذرم فکر کنم فقط دلم می خواست آماده باشم دنیا برایم رنگ ارغوانی داشت نگاهم به همسر و فرزندم تغییر کرده بود انگار میخواهم برم و دیگر نباشم مردم دور و برم را با التماس و خواهش نگاه می کردم به هر لبخندی و دعایی نیازمند بودم براستی که حس غریبی بود، و امروزم؟ خوبم، اما بازهم چشمبراه دلم میخواست این مسیر هر چه زودتر طی میشد و من مشغول خداحافظی های درونی ام بودم دل کندنها، هرچند می دانم سخت است اما نمی دانم چرا اینقدر بیتابش هستم...

گاهی به مسیر طی شده نگاه می کنم ردپاهایمان را می بینم رد پاهای یک خانواده سه نفره همین مرا به آینده ای رویایی صدبرابر بیشتر امیدوار می کند. روحم پرواز می کند برای روزهایی که بیایم و صفحات وبلاگم را یکبار دیگر بازکنم و بخوانم که روزگار چطور گذشته؟ به کجا رسیده ام!!

برزگتر شده ایم همراه هم، بالندگی به ما نزدیک شده، دوستان خوبی دارم از اینکه در کنارشان هستم بسیار خوشحالم، آرامشی نسبی همراه با برنامه ای هدفمند برایمان حاکم است نظمی پیچیده در درون خانواده کوچک ماست...اماااااا هنوز با تلنگری می شکنم و حس پوچی روحم را آزار میدهد هنوز کابوس های شبانه ام از گوشی تلفنش پاک نشده، هنوز که هنوزه با دلهره واضطراب به هر روزم نگاه می کنم شاید امروز روز آخر بود...

خدایا تلاشم را می کنم برای خوب بودن بهتر ماندن.پس کمکم کن ای قدرت بی انتها و ای آرامش مطلق

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
طنین

امیدوارم به آرامش برسی مینا عزیزم

طنین

[ماچ][گل]پیشاپیش عیدت مبارک