اینروزها

اینروزها گویی من به پایان عمرم نزدیک می شم

دلشوره همه توانم رو گرفته دارم به روزهای پایانی انتظار نزدیک می شم و نفسم سخت به شماره افتاده ، دستهام یخ کرده و دیگر خوابی به چشمانم نمیآید...

فقط من هستم و خدا

ملتمسانه می خواهم یکبار دیگر مرا نجات بده و همراهم باش... به خاطر آرمین و آینده اش.

/ 3 نظر / 9 بازدید
aghil rezaee

آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد. [گل] سلام مهربون حضورت را با گل پذیراییم[خداحافظ]

فريال

سلام چه وبلاگ نازي داري به منم سربزن[لبخند]