اینروزها

خدایا من بلاتکلیف میترسم از تنهائی

خدایا من میترسم از نشنیدنت، میترسم از رها کردن پوسته ام. ازدست دادن داشته هایم

همین روزهاست که سوال فرزندم در دلم می پیچد که مادر تو چه داری؟

من چه دارم؟ داشته هایم چه شد؟ فردایم چه می شود؟ چرا دست و پا می زنم به سمت رفتنی که نمی دانم غرق شدن است یا نجات

/ 1 نظر / 8 بازدید
مریسام

انشاالله هر چی خیره برات پیش بیاد